مطهر بن محمد جمالى يزدى

69

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

برگيرد و در خرقهء پاك بندد و بر بازوى چپ بندد ، دارندهء اين بر همه كس گرامين « 1 » باشد . اما در وقت كشتن او با هيچ كس سخن نبايد گفت . اگر هر دو چشم او از گوش كسى بياويزند تا با وى باشد از جذام ايمن باشد . اگر چشم او در كرباس بندند و در تختى بندند هيچ كس بر آن تخت نتواند خفت تا آن نگشايند . تاج : تاج او بگيرند و با خود دارند دارندهء اين نزد همه كس حاجت روا باشد . زبان : زبان او و چشم بر گردن بدفهم بندند هرچه فراموش كرده باشد بازداند ، و بعد از آن هيچ فراموش نكند . و اگر زبان او با شكر بخورند حفظ زيادت شود . / 81 / پيه : پيه او در خانه دود كنند هر سحر كه دران خانه باشد باطل گردد . پر : اگر پرى از بال راست او كسى با خود دارد حاجت روا باشد نزد پادشاه و خلق ، و بر دشمن ظفر يابد . و اگر پر هدهد و استخوان مرده و موى خوك و برگ زردالود در كفن مرده بندند و در زير بالين كسى نهند هرچه با آن كس كنند بيدار نشود . و اگر پر او در كرباس بندند و كسى را دهند كه تب چهارم آيد تا با خود دارد تب برود . و اگر از بال او پرى بگيرند و به روغن كنجد بسايند و به ديوانه دهند سود دارد . دل : دل او بردارند و خشك كنند و با نبيذ صرف در هم كنند و مردى را كه بر زنان قادر نشود چون بخورد سود كند . دل و زبان او با دل و زبان ضفدع « 2 » چون در پوست ضفدع نهند و كسى با خود دارد [ b 328 ] عجايب بيند . و اگر دل ( او ) خشك كنند و خرد كنند و همچون سرمه در شيشه كنند پس برابر آن كس كه خواهد يك ميل همچون سرمه در چشم كشد و چشم به وى بگشايد آن كس عاشق وى شود ، و همچنين همه كس خواهان او باشند . دل : دل او بر سر دل خفته نهند هرچه كرده باشد در خواب بگويد و هيچ پنهان نكند بىآنك خبر دارد .

--> ( 1 ) . م : گرامى . ( 2 ) . ضفدع به معنى وزغ و قورباغه است .